الشيخ محمد رضا المظفر ( مترجم وشارح : على محمدى )
32
أصول الفقه ( شرح اصول فقه ) ( فارسى )
خلاصه اينكه خود انسان در خارج موجود است و لذت و الم را در خارج دارد و آن جسم و شىء در خارج هست و آن مزه يا طعم را در خارج دارد . اما ملائمت آن مزه با نفس يا ناملايمت او تابع ادراكات و سليقهها است و واقعيت خارجى ندارد و لذا به اختلاف سليقهها مختلف مىشود و اگر يك امر خارجى باشد نبايد به اختلاف سليقهها مختلف شود . و اما حسن و قبح بالمعنى الثالث يعنى به معناى مدح و ذم و يا ينبغى فعله أو لا ينبغى فعله : اين هم همانند قسم ثانى از امور اعتباريه محضه و تابع اعتبار عقلاء و ادراك عقلاى عالم است ( بر خلاف نظريهء شهيد صدر كه حسن و قبح را مطلقا از صفات واقعيه اشياء مىداند كما ذكر در جزء اول حلقه ثالثه آخرين بحث آن ) اگر عقلاى عالم بما هم عقلاء اين ادراك و حكم را داشته باشند ، حسن و قبح به اين معنى هم هست و اگر نداشته باشند نيست ، منتهى تفاوت اين با قسم ثانى چيست ؟ و حقيقت مطلب از چه قرار است ؟ در امر رابع خواهد آمد انشاءالله تعالى . و على هذا : با دانستن مطالب مذكور مىرويم بسراغ اشاعره و مىگوئيم : شما آقايان اشاعره كه حسن و قبح بالمعنى الثالث را منكر هستيد و مىگوئيد : ما حسن و قبح ذاتى به اين معنى نداريم مرادتان چيست ؟ آيا مرادتان اينست كه حسن و قبح به اين معنى واقعيت خارجى ندارد و مابازاء خارجى ندارد بلكه صرفا اعتبارى و تابع ادراك عقلاء بما هم عقلاء است ؟ و يا مرادتان اينست كه عقل ما نمىتواند حسن و قبح اشياء را ادراك كند بلكه بايد متوقف بماند تا خطابى از شارع برسد ؟ اگر مرادتان احتمال اول باشد ، گفتارتان صحيح است و لكن بعيد است كه مراد اشاعره اين باشد به دو دليل : 1 - همين اشاعره كه منكر حسن و قبح هستند همينها معتقدند كه بعد از حكم شارع بعضى از كارها حسن و بعضى قبيح مىشوند درحالىكه واضح است كه اين حكم شارع براى حسن و قبح واقعيت خارجى درست نمىكند بلكه يك امر اعتبارى است چون اين حكم تشريعى است نه تكوينى كه : اذا اراد اللّه بشىء ان يقول له كن فيكون . پس يقينا مرادشان اين احتمال نيست . 2 - همين اشاعره بر اين گفتار خودشان كه ما حسن و قبح عقلى